خسته ام...
خسته از بی فرهنگی ها و افراط
از اینکه بیش از حد ملاحظه میکنم
از اینکه صبورم خسته ام
از خیلی دوستها و اقوام و دور و بری هام و اخلاقشون خسته ام
از فرق و تفرقه ای که بین من و همخونمه خسته ام
از دختر بودن خسته ام
از آدم بودن هم.
از افکارم خسته ام
از بی وفایی از بی مهری
از سیب زمینی بودن
از آدم هایی که عین خیالشون نیست هیچی
از فضولی از دروغ از دورویی و ...
من خسته ام.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 0:56 توسط دختر ایرانی
|